میراث مکتوب: «سيدمحمد عمادی حائری» معتقد است كه «ابوالقاسم امامی» حساسيت بسياری در انتخاب الفاظ نشان داده و به نوعی قصد داشته است تا آهنگين بودن متن قرآن را در ترجمه خود اعمال كند.
«سيدمحمد عمادی حائری»، نويسنده و پژوهشگر، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب
گفت: «ابوالقاسم امامی» محققی با ويژگیهای خاص اگرچه دقيق، ولی كمكار و گزيدهكار است كه اين ويژگی برای يك محقق يك حُسن به شمار میرود. وی ادامه داد: امامی در واقع دو كار مهم در طول سالهای فعاليت علمی خود داشت، چرا كه وی به كار اداری هم مشغول بود و همه وقت علمیاش صرف تحقيق نشد، بخشی از فعاليت وی معطوف به تدريس، بخش ديگری به روزنامهنگاری علمی گذشت؛ اما با همه اينها دو كار عمده پژوهشی از خود ارائه داد، يكی ترجمه قرآن و ديگری تصحيح «تجاربالامم» «ابن مشكويه» يا به قول امامی «مشكويه» است كه از سوی انتشارات سروش در 9 جلد چاپ شده است.
نويسنده كتاب «قرآن فارسی كهن: تاريخ، تحريرها، تحليل» در اشاره به ويژگیهای ترجمه «ابوالقاسم امامی» گفت: ترجمه امامی از قرآن به يك سبك خاص و بر اساس نظريهپردازیهای خاصی است، در واقع وی پيشفرضهايی درباره ترجمه قرآن دارد كه شايد مترجمان ديگر نداشته باشند، برای نمونه وی قائل به اين است كه زبان قرآن چون زبان يك متن عربی هزار و چهارصد سال پيش است، در ترجمه بايد به گونهای برگردان شود كه آيينهای از همان متن نخستين باشد.
امامی معتقد است، الفاظ بايد به گونهای استفاده شوند، كه سبقه قدمت متن قرآن در ترجمه فارسی نشان داده شود
وی در توضيح مطلب فوق افزود: امامی معتقد است، الفاظ بايد به گونهای استفاده شوند، كه هم سبقه آسمانی و هم سبقه قدمت متن قرآن در ترجمه فارسی نشان داده شود، از اين حيث ترجمه امامی ارزشمند است.
عمادیحائری با بيان اين مطلب كه «ابوالقاسم امامی» در انتخاب الفاظ در ترجمه قرآن خود حساسيت ويژهای نشان داده است، گفت: مترجم به نوعی قصد داشته است، آهنگين بودن متن قرآن را در ترجمه خود اعمال كند، البته اين كار قبل از ايشان هم سابقه دارد، ترجمه آزاد از قرآن كريم متعلق به قرن ششم يا ترجمه قرآن به نام تفسير نسفی با اين پيش فرض انجام شدهاند، اما در دوره معاصر میتوان گفت، «ابوالقاسم امامی» از اين حيث منحصر بهفرد است، البته اين شيوه را نيز برخی از مترجمان مانند «بهاءالدين خرمشاهی» به نقد گذاشتهاند.
وی در اشاره به انتقادهای صورت گرفته از ترجمه «ابوالقاسم امامی» گفت: پيش فرضهايی كه امامی درباره ترجمه قرآن دارد، در مقدمهای موجز و البته پربار در انتهای ترجمه با عنوان «موخره» درج شده است، منتقدان قبل از هر چيز لازم است اين موخره را با دقت مطالعه كنند، آنگاه است كه ارزشهای ترجمه امامی از قرآن بيشتر آشكار میشود.
زبان ترجمه «ابوالقاسم امامی» زبان فارسی سره به معنای مفهوم منفی آن نيست
عمادی حائری در اشاره به استفاده «ابوالقاسم امامی» از زبان فارسی سره در ترجمه قرآن گفت: من معتقد هستم كه زبان ترجمه «ابوالقاسم امامی» زبان فارسی سره به معنای مفهوم منفی آن نيست، زبان فارسی سره، گنگ و نامفهوم زبان ترجمه ايشان نيست و از اين حيث هم میبينيم كه برخی واژههای عربی نيز در اين ترجمه به چشم میخورد. پس اينكه برخی امامی را متهم به سرهگرايی در فارسینويسی میكنند، درست نيست.
وی در پايان گفت: امامی در واقع سبقه فارسیگرايی در ترجمه قرآن دارد، اما سرهنويسی در معنای منفی كه شامل استفاده از واژههای منسوخ و كهنه زبان فارسی در ترجمه وی به چشم نمیخورد، همچنان كه میبينم وی در برخی از قسمتهای ترجمه خود به بازآفرينی واژههايی در زبان فارسی پرداخته است.