میراث مکتوب: معرفی و بررسی پیام بهارستان، فصلنامۀ اسناد، مطبوعات و متون، دورۀ دوم، سال اول، شمارۀ دوم، بهار 1388ش.
پیام بهارستان، فصلنامۀ اسناد، مطبوعات و متون، دورۀ دوم، سال اول، شمارۀ دوم، بهار 1388ش.
یکی از کارهای خوب اخیر مطبوعات، انتشار مجموعههایی از اسناد و مدارک تاریخی یا رسالههای کوچک راجع به موضوعات خاص است که میتواند ابزار خوبی برای محققان و مورخان باشد. این شمارۀ پیام بهارستان که حاوی هزار صفحه از انواع اسناد ریز و درشت است شامل مطالب بسیار متنوعی است که نمیتوان آنها را ذیل عنوانی خاص طبقهبندی کرد، از قبیل تاریخچۀ زندگی شیخ فضللله نوری، سفرنامه به نقاط مختلف، انتشارات چاپخانۀ مجلس (حاوی فهرست جامعی از آنها و تاریخچۀ تأسیس آن)، مقررات باروطکوبی در زمان ناصرالدین شاه، مستبدین مشروطهنما، رسالهای دربارۀ قحطی شدید سال 1336 هجری قمری در اصفهان که مردم در اثر گرسنگی و بیغذایی در این سال دچار مرگ و میر شدند چنانکه گفتهاند که حدود یک چهارم جمعیت کشور در این سال مردند و مردم برای سدّ جوع از حیوانات مرده و خون ذبیحهها در سلاخخانه و امثال آنها استفاده میکردند و حتی بر سر تقسیم یک حیوان مرده مانند اسب غوغایی برپا بود.
از مطالب دیگر، یکی نخستین بیانیۀ سید ضیاء بعد از رئیسالوزرا شدنش در سال 1299 شمسی است که خود را آزادیخواه و مخالف اصول ملوکالطوایفی و تاخت و تاز خوانین و طرفدار اصلاح عدلیه و مخالف با دخالت اجانب در سیاست ایران وانمود کرده است که با شیوۀ زندگی بعدی او بسیار منافات دارد. دیگر، مقالۀ مُمَتّعی دربارۀ مطبوعات دولتی ایران در عصر قاجار و فهرست نسبتاً جامعی از آنهاست. مقالهای دربارۀ سازمان پرورش افکار در عصر پهلوی اول. متن کامل رسالۀ «الفتوحات المدنیه» از آثار محییالدین عربی دربارۀ انسان کامل یا اسرار روزه که از روی نسخهای خطی و نفیس افست شده است و این هم یکی از رسالههای مختصر فراوان ابن عربی است که ظاهراً ماهی یا حتی روزی یکی از آنها را مینوشته است و البته همه در مسائل عرفانی خاص خود اوست.
نیز مقالهای دربارۀ طنز در روزنامۀ آذربایجان که در اوایل مشروطیت منتشر میشده است و نمونههای جالبی از این طنزها و مقالۀ بسیار جالبی دربارۀ مجلۀ «اخبار مصور لندن» (The Illustrated London News) نخستین مجلۀ خبری مصور جهان که از 14 مه 1842 میلادی به بعد انتشار یافت و تاثیر شگرفی در تاریخ مطبوعات جهان داشت و ضمناً در آن اخبار ایران هم درج میشد. دیگر، مقالۀ جالبی است از ساخت پل ورسک در جادۀ فیروزکوه به سوی مازندران در ارتفاع 110 متری از کف دره و با دهانۀ 66 متر که در سال 1315 با هزینۀ دو میلیون و ششصد هزار ریال ساخته شد و رضاشاه از سازندۀ آن خواست که با خانوادهاش زیر پل بایستند تا اولین قطار از روی آن رد شود و شاه مطمئن شود که آن پل استحکام کافی دارد.
دیگر، مقالهای دربارۀ رژیم پهلوی و همایش هفتم اکتبر 1938 قاهره در خصوص فلسطین است که از حضور نمایندهای در این همایش طفره رفتند و عملاً به تأسیس دولت غاصب اسرائیل کمک کردند. و مقالهای دربارۀ اینکه تدوین قانون مدنی ایران پیش از ظهور رضاخان پهلوی در عرصۀ سیاست صورت گرفته است ولی بعداً با نام او منتشر شده است و تدوینکنندۀ آن مرحوم سید محمد فاطمی بوده است.
در مقالۀ کوتاه راجع به مجلۀ نمکدان که میرزا عبدالحسین خان تفتی آیتی متخلص به آواره آن را از سال 1304 شمسی تا بهمن 1314 کلاً در چهارده شماره منتشر کرد به معرفی اجمالی این مجلۀ کوچک پرداخته شده است و شاید بهتر بود که بیشتر دربارۀ آن توضیح داده میشد. آیتی مدتها از مبلغین برجستۀ بهایی بود که در کشورهای مختلف بدین عنوان گردش کرد و با اهل بها عیش و عشرت فراوان نمود و کتابی هم دربارۀ تاریخ این فرقه از دید عباس افندی نوشت به نام الکواکب الدریه که ظاهراً هنوز هم مورد استفادۀ این فرقه است و سرانجام به خود آمد و به دین خود بازگشت و سه جلد کتاب به نام کشفالحیل در ردّ آیین ساختگی بهایی نوشت با یک ضمیمه که منتشر شد و نیز سه جلد ترجمۀ قرآن نوشته است که جابهجا در آن دعاوی بهاییان را از روی آیات قرآن رد کرده است.
باری عبدالحسین آیتی از آن پس به ادبیات روی آورد و یک فرهنگ کوچک فارسی به نام فرهنگ آیتی بر حسب تعداد حروف کلمات منتشر کرد یعنی اول کلمات دو حرفی و سپس سه حرفی و غیره را به همین ترتیب تنظیم کرده است. اما از مجلۀ نمکدان که به قطع جیبی منتشر میشد حقیر سه شماره از آن را دارم (خانۀ سوم و خانه دهم و یازدهم با هم و خانۀ دوازدهم و منظور از خانه شمارۀ مجله است). خانۀ سوم از دورۀ اول چاپ دیماه 1308 در 64 صفحه حاوی قطعات متفرقۀ شعر و نثر است که اشعارش تقریباً همه از خود آیتی است و بیشتر جنبۀ لطیفه و فکاهی دارد و گاهی تمایلی به فارسی سره نشان میدهد، مثلاً لغزطبیعت را چیستانمنش ترجمه کرده است. خانه توأمان دهم و یازدهم حاوی چکامۀ هزاربیتی است همه با قافیۀ الف حاوی دهها لطیفه و حکایت است و غالباً چندان لطفی ندارد. اما خانۀ دوازدهم گرچه مانند خانۀ سوم حاوی حکایات و لطایف کوتاه به شعر و نثر است، اما بحثی در آن راجع به تبدیل مصطلحات عروض است به فارسی که نام بحور نوزدهگانه را از عربی به فارسی برگردانده است و نیز نام زحافها را هم فارسی کرده است و سرانجام به جای افاعیل که اوزان شعر را نشان میدهد از فعل سراییدن استفاده کرده است و گمان کنم این اولین قدم در راه تغییر نظام عروض خلیلبن احمد در زبان فارسی بوده است مثلاً بحر مدید را بهر جانفزا و بحر متقارب را رزمآور نام نهاده و بحر خفیف را بهر سبک و رمل را ژرف و مخبون را دامندار و مجحوف را بیدامن نامیده است و مثلاً بحر رمل مثمن مخبون را ــ که بهر ژرف دامندار نامیده است ــ بر وزن «میسرایم بسرودم بسرودم بسرودم» دانسته و بهر سبک بیدامن را بر وزن «میسرایم سرود میبسرا» و خلاصه آنکه این مجله بیشتر تفننی است. اما در چاپ پیام بهارستان غلطهایی به چشم میخورد مثلاً «معصیبت» به جای «مصیبت» (ص 57). «هم» به جای «همه» (ص 334 چهارسطر به آخر) و New به جای News (ص 669) اما بدتر از همه انتساب یک اثر به نام سید حیدر آملی را در صفحۀ 101 و تمام عناوین صفحات بعد همین مقاله به غلط انتصاب با صاد چاپ کردهاند.
مصطفی ذاکری