میراث مکتوب: معرفی کتاب فهرست اسناد بقعۀ شيخ صفي الدين اردبيلي، تأليف عمادالدين شيخ الحكمايي، كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي، تهران، 1387ش
فهرست اسناد بقعۀ شيخ صفيالدين اردبيلي، تأليف عمادالدين شيخ الحكمايي، كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي، تهران، 1387ش.
«سند»ها از جمله منابع اصيل و دست اول در بررسيهاي تاريخي و اجتماعي دورههاي پيشين به شمار ميآيند؛ با اين وجود، در پژوهشهاي معاصر به اين منبع اطلاعاتي كمتر توجه شده است.1
البته ساختارهاي ويژۀ اسناد نيز در اين امر بيتأثير نيست چرا كه هر سند شامل يكي دو برگه ميباشد كه نگهداري آن آسان نبوده و آسيبپذير است. عوامل بيروني نيز در كمشمار بودن اسناد بازمانده از دورههاي پيشين مؤثر بوده است كه از مهمترين آنها بيثباتي و پرشمار بودن حكومتهاي مسلط بر ايران ــ بويژه در چند سدۀ اخير ــ و بيتوجهي حكومتهاي تازه به دوران رسيده نسبت به اسناد صادر شده از سوي حكومتهاي پيشين بوده است.
در اين ميان البته بايد به نوع اسناد نيز توجه داشت. براي نمونه سند «اقطاع» از آنجا كه يك سند حكومتي بوده و حكم شرعي ندارد، زودتر از حيطۀ انتفاع خارج ميشد اما اسناد مالكيت يا وقف ــ كه داراي جنبۀ شرعي بوده و ارتباطي به حكومتها ندارد ــ در انتقال قدرتها كمتر مورد تعرض واقع ميشد. با توجه به همين موضوع، بيشتر اسنادي كه امروزه به دست ما رسيده مربوط به مالكيتها ميباشد.
نكتۀ ديگري كه موجب شده تا در میان پژوهشگران به اسناد كمتر توجه شود، نبودن انديشۀ نظاممند براي فهرستنويسي اسناد است. ميدانيم كه فهرستنويسي اسناد بسيار دشوار و وقتگير است و نمونههاي كمارزش نيز در ميان آنها ــ بهويژه اسناد متأخر ــ فراوان است؛ به همين دليل در دهههاي اخير اولويت اصلي فهرستنویسی به نسخههاي خطي داده شده است و توجه به اسناد در درجههاي بعدي قرار گرفته است. با اين توصيفات ميتوان گفت كه مهمترين دشواري پيش روي پژوهشگران در بهكارگيري اسناد، در دسترس نبودن فهرستهای كارآمد از مندرجات اين منابع است.
فهرستي كه در اينجا قصد شناساندن آن را داريم يكي از معدود فهرستهاي اسناد ــ و گويا نخستين فهرست از اين نوع ــ ميباشد كه در ايران به چاپ رسيده است.
اين فهرست به شناسايي يكي از مجموعههاي كمنظير اسناد در ايران ميپردازد. مجموعهاي كه از دورۀ صفويه در آستانۀ شيخ صفيالدين اردبيلي (د 735ق) نگهداري شده است و در نخستين سالهاي سدۀ حاضر پراكنده شده و به برخي موزهها و مراكز نگهداري اسناد منتقل شده است.
مهمترين بخشهاي اين مجموعه هماكنون در چهار مركز اصلي در داخل ايران نگهداري ميشود و خوشبختانه تمامي اسناد پراكنده در اين مجموعهها در فهرست مورد گفتگوي ما بهصورت يكجا شناسانده شده است. اسناد هر مجموعه در پي يكديگر شمارهگذاري شده و مشخصات اسناد موجود در چهار مجموعۀ داخلي به تفكيكِ موجودي به دنبال هم درج شده است. در اين ميان، اسناد دو مجموعه ــ يعني بقعۀ شيخ صفي و موزۀ آذربايجان ــ همراه با يكديگر درج شده است. براي هركدام از سندها يك شماره اختصاص يافته كه ترتيب اين شمارهها به تفكيك هر مجموعه بدينقرار است:
1. موزۀ ملي ايران: اسناد شمارۀ 1 تا 551.
2. سازمان اوقاف و امور خيريه: اسناد شمارۀ 552 تا 665.
3. بقعۀ شيخ صفيالدين و موزۀ آذربايجان: اسناد 666 تا 711.
چنانكه مؤلف فهرست در مقدمۀ كتاب (ص «بيست») يادآور شدهاند، بخش اعظم اسناد موجود در اين مجموعه با بقعۀ شيخ صفيالدين و املاك و موقوفات آن داراي ارتباط موضوعي مستقيم نيست اما شايد بتوان با بررسيهاي بيشتر به ارتباط ميان اين اسناد با بقعۀ مذكور پي برد. مثلاً ممكن است اين اسناد مربوط به پيشينۀ املاك و موقوفات بقعه بوده باشد كه هماكنون جزو آن به شمار نميآيند اما روزگاري با بقعه ارتباط داشتهاند.
آنگونه كه از بررسي اسناد برميآيد، بيشتر اسناد مربوط به مالكيت و موارد وابسته بدان ميباشد؛ مثلاً بسياري از اسناد، مربوط به «مبايعهنامه»ها بوده و اكثر «اقرارنامه»ها نيز مرتبط با اقرار يك يا چند نفر به مالكيت شخص يا اشخاصي بر يك ملك ميباشد. اين مطلب با توجه به آنچه دربارۀ شرعي بودن و حكومتي بودن برخي اسناد گفتيم منطقي مينمايد. با اين حال، بخش قابل توجهي از اسناد اين مجموعه مربوط به سندهاي صادر شده از سوي دواوين حكومتي است كه نمونههاي جالب توجهي از اينگونه اسناد ديواني را در بر ميگيرد. براي نمونه سندهاي صادر شده از سوي شاهرخ بهادرخان تيموري (شمارههاي 506 و 507)، اميرچوپان از سوي ابوسعيد بهادرخان ايلخاني (شمارۀ 449)، شاه اسماعيل صفوي (شمارۀ 511) و نيز سند صادر شده از سوي شاه طهماسب صفوي (شمارۀ 515) را ميتوان ياد كرد. اين نمونهها ميتواند منبع خوبي در شناسايي شيوههاي سندنويسي در دورههاي مختلف تاريخي در ايران باشد.
كتاب حاضر با مقدمهاي به قلم مؤلفِ فهرست آغاز ميشود. آقاي شيخالحكمايي در ديباجۀ كتاب به بيشتر زواياي كار پرداخته و مجموعه را به خوبي توصيف كرده و سندهاي چاپ شدۀ اين مجموعه و همچنين پراكندگي سندها را در مجموعههاي ديگر شناساندهاند. ايشان همچنين مواردي را دربارۀ ويژگيهاي اسناد اين مجموعه توضيح داده و اطلاعات گوناگوني را كه ميتوان از اين سندها استخراج كرد توصيف كردهاند. اين بخش ميتواند راهنماي خوبي براي پژوهشگران هنگام استخراج مطالب از اين اسناد باشد.
آقای شیخالحکمایی در مقدمه به شيوۀ كار خود در فهرستنويسي پرداخته و برخي اصطلاحات مورد استفاده در متنِ فهرست را تشريح كردهاند. همچنين توضيحاتي را دربارۀ اطلاعات اصلي مندرج در فهرست به دست دادهاند. در پايان مقدمه نيز بخشي را به عنوان «مقدمهاي بر نمايهها» افزودهاند و شيوۀ كار خود را در تنظيم نمايهها تشريح كردهاند. اين بخش را ــ در عين اختصار ــ ميتوان راهنماي خوبي در استخراج نمايهها براي آثار گوناگون به شمار آورد.
اهميت تهيۀ نمايههاي گوناگون و دقيق براي آثاري چون اسناد بر آگاهان پوشيده نيست و بايد گفت كه از مهمترين ويژگيهاي فهرستِ حاضر، نمايههاي گوناگوني است كه براي هر دسته از آگاهيهاي مندرج در اسناد به دست داده شده است. براي نمونه در نمايۀ «كسان» در برابر هركدام از نامها به تاريخ مندرج در سند اشاره شده تا محدودۀ زندگي اين افراد مشخص باشد. همچنين هركدام از نامها به شيوههاي گوناگوني در جايهاي مختلف ثبت شده است تا جستجوي نام هر شخص بر اساس اجزاي نام او امكانپذير شود.
نمايههاي اثر عبارتاند از: كسان، القاب (آنها كه به «الدين» ختم ميشود)، كنيهها، جايها، نمايۀ نوعيِ جايها (مثلاً بازار، ديه، محله و ...)، نمايۀ تاريخ اسناد.
در بخش اصلي فهرست نيز مشخصات اصلي هركدام از سندها به دست داده شده است. برخي از اين مشخصات در بيشتر سندها مشترك است. براي نمونه «تاريخ سند»، «نوع سند» (مبايعهنامه، وقفنامه، اقرارنامه و...)، «زبان سند» (فارسي، عربي، تركي و...)، «اندازۀ سند» و مواردي از اين دست. برخي از مشخصات نيز بسته به نوع سند متغير است (مانند «فروشنده» و «خريدار» در مبايعهنامهها و «مقر» در اقرارنامهها). در اين موارد، مشخصات اصلي مندرج در هر سند استخراج شده و در فهرست ثبت شده است.
آنها كه با اينگونه پژوهشها آشنا هستند ميدانند كه بررسي اين حجم از اسناد مربوط به دورههاي گوناگون تا چه اندازه دشوار و وقتگير است. مؤلف چنين فهرستي ناگزير است تا براي گردآوري اين اطلاعات متنِ هر سند را كاملاً مورد بررسي قرار دهد.
فيالجمله با انتشار اين فهرستِ سودمند، كليدي براي پژوهش بر روي اسناد اين مجموعه به دست داده شده است كه ميتواند دستگير پژوهشگران باشد.
جا دارد كه انتشار اين اثر را به مؤلف آن تبريك گفته و همچنين از كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي به دليل پشتيباني از انتشار اينگونه آثار پژوهشي سپاسگزاري شود.
ع. ص
پينوشتها:
1. البته بخشي از اين اسناد كه مرتبط با جريانهاي سياسي و ارتباطات ايران با كشورهاي همسايه بوده است، توسط پژوهشگراني چون زندهياد دكتر عبدالحسين نوائي به چاپ رسيده است. ايشان اين اسناد را به ترتيب دورههاي تاريخي و يا اسناد مربوط به برخي پادشاهان ــ چون شاه عباس صفوي ــ تنظيم و چاپ كردهاند كه از جملۀ آنها ميتوان به كتاب اسناد و مكاتبات تاريخي ايران از تيمور تا شاه اسماعيل (بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1356ش) اشاره كرد.