میراث مکتوب: کتاب اليمينى؛ به تصحیح یوسف الهادی برگزیده و «شرح التلويحات اللوحيه و العرشيه» تأليف ابن کمونه عزالدوله سعد بن منصور؛ تصحيح نجفقلي حبيبي و کتاب تحفه العراقين، ختم الغرايب سرودۀ خاقاني شرواني؛ به تصحيح علي صفري آق قلعه شایسته تقدیر بيست و هفتمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شدند.
به گزارش روابط عمومی میراث مکتوب، کتاب اليمينى؛ منتشر شده توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب به تصحیح یوسف الهادی برگزیده بخش تصحیح در حوزه تاریخ و «شرح التلويحات اللوحيه و العرشيه» تأليف ابن کمونه عزالدوله سعد بن منصور؛ تصحيح نجفقلي حبيبي و کتاب تحفه العراقين، ختم الغرايب سرودۀ خاقاني شرواني؛ به تصحيح علي صفري آق قلعه شایسته تقدیر در بخش های فلسفه اسلامي و متون ادبیات بيست و هفتمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شدند.
---
نسخه خطی «اليمينى فی اخبار دوله الملک یمین الدوله» مربوط به قرن پنجم هجری، تأليف محمد بن عبدالجبار عتبى (در گذشته به سال 427 ه ) تاريخ دوران حكومت سلطان سبكتكين غزنوى و فرزند او سلطان محمود به زبان عربى است كه در آن اشارههايى به دوران حكومت فرزندان محمود، يعنى سلطان محمد و سلطان مسعود به چشم ميخورد و افزون بر آن آگاهي هاى ادبى و تاريخى زيادى در آن گرد آمده است.
اين كتاب در چهار باب شامل: مقدّمه مؤلف؛ ذكر ايام ابومنصور سبكتكين؛ وقايع دوران حكومت سلطان يمين الدوله، و ذكر فرعون بون ابوالحسن بغوى فراهم آمده است.
یوسف الهادی مصحّح دانشمند اين اثر با بهرهگيرى از پنج نسخه خطى موجود در ايران و خارج از آن به تصحيح اثر پرداخته و همراه با مقدمهاى تحقيقى و فهرست هاى متنوع آماده چاپ كرده است.
الیمینی بیست و هشتمین کتاب تاریخ و جغرافیا و صد و هفتاد و دومین کتاب از سلسله کتاب های میراث مکتوب است که در 790 صفحه به زبان عربی منتشر شده است.
گزیده ای از ترجمه این کتاب به فارسی و چکیده انگلیسی، فهرست اعلام، آیات، قبایل، کتاب ها و منابع تحقیق نیز در این کتاب آمده است.
درباره الیمینی بیشتر بدانیم:
الیمینی فی اخبار دولةالملک یمینالدولة ابیالقاسم محمودبن ناصرالدوله ابی منصور سبکتکین، تألیف محمدبن عبدالجبار العُتبی، تحقیق یوسف الهادی، تهران، 779+ 7 ص، 1387ش.این کتاب، نگاشته یکی از نویسندگان بزرگ انشانی عربی و نثر فنی در سدههای چهارم و پنجم هجری یعنی محمدبن عبدالجبار عتبی، متوفای سال 427ق است، همو که تبارش به صحابی فاتح «عتبةبن غزوان» میپیوست، و همو که یکی از دیوانیان عالیرتبه دربار سلطان سبکتگین و پسرش سلطان محمود بود. او در طی سدههای پسین الهامبخش منشیان دیوانی و وزیران دربار شاهان و سلاطین بودهاست؛ چرا که از کتاب او بخشهایی بلند از بَر میکردند تا در امر نویسندگی چیره و مایهور شوند. مؤلف این اثر، خود در دل رویدادها حضور داشته است و هر آنچه از مقامات تصمیمگیرنده سیاسی و نظامی دیده و یا شنیده به دقت به نگارش درآورده است. و همچنین شواهدی مهم درباره این کتاب و اهمیتی جایگاه آن در دست است و از آن جمله است قول پسر اسفندیار (تاریخ طبرستان، ص 142) در مدح سخنوری قابوس که گفت: «اما هر که خواهد جلالت قدر قابوسِ وشمگیر بشناسد، خطب جمله کتب و تصانیف ابومنصور ثعالبی و کتاب یمینی مطالعه باید فرمود تا غزارتِ فضل و سخاوت و بذل و کمال عقل او بداند. چه نقش او فرایدِ فواید و نظم او قلاید وَلاید است.»
و از آنرو که این کتاب با نثر فنی فاخری نگاشته شده، هماره دستیار شیفتگان این فن بوده است. چنانکه نویسنده سخندان سخنشناس، یعنی عوفی (در لبابالالباب، ج 1، ص 24)، درباره آن گوید: «الحق کتابی که غرایب بیان و روایع کلمات آن در لطافت، آب زلال و طراوت باد شمال است. دُرَر و غُرَرِ الفاظِ آن، آرایشِ نُحورِ حور شاید، و مطالعه مَطالع و مَقاطِع آن آسایشِ دلِ صدور بُوَد.»
ادبپژوهان و فرهیختگان نیز از این کتاب در آراستن عبارات و تقویت ملکه نویسندگی خود بهره جستهاند.
سُبْکی1 گوید: «مردم خوارزم و توابع آن، این کتاب را بیش از مقامات حریری مورد توجه قرار داده و حتی الفاظ آن را حفظ میکنند و به خاطر میسپارند» (طبقات الشافعیه الکبری، ج 5، ص 315).
و باز از آن جمله است قول ادیب و مورخ ابن طِقْطِقی (در الفخری فی الآداب السلطانیه، ص 15ـ16): «یمینی عُتبی کتابی است که نگارندهاش آن را برای یمینالدوله سلطان محمود پسر سبکتگین به رشته تحریر درآورده است و آن دربرگیرنده زندگینامه جمعی از شاهان سرزمین شرق است و در آن عباراتی بهکار برده که از فصاحتی بسیار برخوردار است و صاحب این عبارات، اگر ساحر نباشد، دست کم نگارندهای زبردست است و عجمیان نیز بدان شیفتهاند و در طلب آن بس کوشا. و به جانم سوگند یاد میکنم که آن، کتابی است حاوی حکمتهایی دقیق و تذکرههایی بدیع، همراه با فنون بلاغت و انواع فصاحت.»
حاجی خلیفه (کشفالظنون، ج 2، ص 2052) درباره شروح آن میگوید: «عتبی در این کتاب عبارات دقیق عربی و لطایف ادبی را جای داده است و به حفظ الفاظ و شرح مشکلات آن توجهی تام دارد.» و حمدالله مستوفی تاریخنگار (در تاریخ گزیده، ص 391)، این اثر را همسنگ کتاب مورخ بیبدیل ابوالفضل بیهقی میداند. او ضمن معرفی سلطان محمود گوید: «و مآثر او در کار دین از شرح و بیان مستغنی. کتاب یمینی و مقامات ابونصر مشکان و مجلدات (تاریخ) ابوالفضل بیهقی شاهد حال اوست.» و در روایت آن کتاب، اجازههایی گرفته میشد و از آن جمله است اجازه نجاتی نیشابوری به خلیفه نیشابوری (یمینی، برگ 219 ب و 220 الف).
از این گذشته، در این کتاب اطلاعاتی مهم از دوران حکمرانی سامانیان بر خراسان و ماوراءالنهر و بخشی از میانه ایران از سال 261 تا 389ق آمده است. کتاب همچنین حاوی اطلاعاتی است گستردهتر درباره شاهان غزنوی از دوره سبکتگین و پسرش سلطان محمود و اشاراتی به عهد دو پسرش محمد و مسعود و گزارشهایی از درگیریهایی که میان حکمرانان غزنوی و دیگر حکمرانان همسایه به منظور غلبه و تحکیم پایههای حکومت خود برپا میشد. و از این گذشته دربردارنده گزارشهایی است درباره جنگهای سلطان سبکتگین و سلطان محمود و سلطان مسعود در سرزمین هند، جنگهایی که افزون بر چهل سال از تاریخ آن مناطقِ دوردست را شامل شده است. با این حال ثقلِ اصلی این کتاب بر گزارش از دولت غزنوی و جنگها و کارهای سلطان محمود غزنوی ملقب به «یمینالدوله» قرار گرفته است، همو که این کتاب بدو نسبت یافته و عنوان یمینی را با خود دارد.
یمینی مرجع اساسی اصلیترین تألیفات تاریخی پس از خود است، همان تألیفاتی که به موضوعات شرق و غرب جهان اسلامی پرداختهاند. و از آن جمله است،
ـ مجملالتواریخ والقصص، نگاشته سال 520ق.
ـ السیاق لتاریخ نیشابور، تألیف عبدالغافر فارسی (د 529ق)
ـ تاریخ هرات، تألیف ثقةالدین ابونصر عبدالرحمنبن عبدالجبار فامی (د 546ق)
ـ تاریخ بیهق، علیبن زید بیهقی (د 565ق)
ـ التدوین، نگاشته عبدالکریمبن محمد رافعلی قزوینی (د 623ق)
ـ معجمالبلدان، تألیف یاقوت حموی (د 626ق)
ـ الکامل فیالتاریخ، تألیف عزالدین علیابن الاثیر «ابن اثیر» (د 630ق)
ـ لبابالالباب، تألیف محمدبن محمد عوفی بخاری (د 635ق)
ـ تاریخ جهانگشا، تألیف عطاملک جوینی (د 681ق)
ـ وفیات الأعیان، از ابن خلکان (د 681ق)
ـ الجغرافیا، تألیف علیبن موسیبن سعید مغربی (د 685ق)
ـ جامعالتواریخ، از رشیدالدین فضلالله همدانی (د 718ق)
ـ تاریخ گزیده، تألیف حمدالله مستوفی (د 750ق)
ـ سیر اعلام النبلاء، تألیف ذهبی (د 771ق)
ـ طبقات الشافعیه الکبری، از سُبْکی (د 771ق)
ـ العبر، تألیف ابن خلدون (د 808ق)
ـ سعادتنامه، از غیاثالدین علی یزدی که بین سالهای 800 و 801ق تألیف کرده است.
ـ مجمل فصیحی، از فصیحبن احمد خوافی (زنده در 845ق)
ـ سمط النجوم العوالی، از عبدالملک عصامی (د 1111ق).
در این کتاب انبوهی از متون ادبی از قبیل چکامهها و ارجوزهها و نامهها و نثر فنی نامدارانی که در سایه آن حکومتها به چیرگی رسیدهاند آمده و در باب این نامداران که برخی از آنان وزیران سامانیان و غزنویان بودهاند، آگاهیهای ارزشمند ذکر شده است.
در این کتاب اطلاعات تاریخی و جغرافیایی ویژهای درباره کشورهای افغانستان کنونی و ایران و هند و آسیای میانه هم یافت میشود. از جمله دلایلی که این کتاب را منحصربهفرد کرده است اینکه پژوهشگران برای آگاهی یافتن از واقعیتهای جاری در این کشورها و حکومتها از آن بهره میجویند.
در کتاب نامهای اماکن جغرافیایی آمده که برخی از آنها را حتی در کتابهای تخصصی جغرافیایی کشورها مانند معجمالبلدان و جز آن نیز نمیتوان یافت.
از آنجا که نثر این کتاب از نوع عالی نثر فنی است، مؤلف بالاترین فنون بلاغت و سخنوری خود را به کار گرفته است. و هم از این روست که استادان نثر و بلاغت شروح بسیار بر آن نگاشتهاند. ولی ما از میان این همه شروح فقط به کتاب الیُمنی فی شرح الیمینی استناد کردهایم، و این اثر تألیف مجدالدین صدر الأفاضل قاسمبن حسین طرائفی خوارزمی (555 ـ 617ق) است. که به دست قوم تاتار به شهادت رسید.
او تألیفات بسیار و در ادبیات عربی تبحر داشت. او همان بزرگی است که یاقوت حموی به دیدارش نایل آمد و شرح حال او را به تفصیل نوشت و دربارهاش چنین گفت: «صدرالافاضل بهراستی که در عربیت یگانه دهر است. در ادبیات عربی تبحر دارد و در سرودن شعر و نگارش نثر و انشای خطبهها چیرگی دارد.» در این شرح نویسنده بهغایت دقیق کار کرده است و اطلاعات سودمندی از حیث لغت و تاریخ و جغرافیا آورده است، چندانکه از جمیع نوشتههای خود، خصوصاً از منطقه جغرافیایی که بخشی از سرزمین او بود و یا دستکم محل رفت و آمد او محسوب میشد، آگاهی تام و تمامی داشته است.
از آنجا که این شرح همچنان به صورت نسخه خطی باقی مانده، مصحح با کمک این شرح اطلاعات ارزشمندی را در اختیار خوانندگان نهاده است. بنابراین با استفاده از کتاب الیُمنْی مشکلات تاریخ یمینی را در حاشیه نسخه چاپی شرح داده است.
و اما شرح معروف الفتح الوهبی علی تاریخ ابی نصر العتبی، تألیف احمدبن علیبن عمر عدوی منینی (1089 ـ1172ق) که آن را به سال 1147ق بهپایان رسانیده، چاپ رایج و در دسترسی است، ولی آن فایدههایی را که در شرح صدرالافاضل هست در این کتاب یافت نمیشود.
1. منظور عبدالوهاب سُبْکی، فقیه شافعی سده هشتم هجری است، چون پدر او تقیالدین نیز از بزرگان فقهای شافعی بوده است.