میراث مکتوب: کتاب «اليميني»؛ تأليف محمدبن عبدالجبار عتبب با تصحيح يوسف الهادي برگزيده بخش تصحيح در حوزه تاريخ بيست و هفتمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد. اين كتاب توسط مرکز پژوهشي ميراث مکتوب منتشر شده است و در آن اشارههايي به دوران حكومت فرزندان محمود، يعني سلطان محمد و سلطان مسعود به چشم ميخورد.
آناهيد خزير در ایبنا نوشت: کتاب «اليميني»؛ تأليف محمدبن عبدالجبار عتبب با تصحيح يوسف الهادي برگزيده بخش تصحيح در حوزه تاريخ بيست و هفتمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد. اين كتاب توسط مرکز پژوهشي ميراث مکتوب منتشر شده است و در آن اشارههايي به دوران حكومت فرزندان محمود، يعني سلطان محمد و سلطان مسعود به چشم ميخورد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نسخه خطي «اليميني في اخبار دوله الملک يمين الدوله» مربوط به قرن پنجم هجري، تأليف محمدبن عبدالجبار عتبي (در گذشته به سال 427 هجري قمري ) تاريخ دوران حكومت سلطان سبكتكين غزنوي و فرزند او سلطان محمود به زبان عربي است كه در آن اشارههايي به دوران حكومت فرزندان محمود، يعني سلطان محمد و سلطان مسعود به چشم ميخورد و افزون بر آن آگاهيهاي ادبي و تاريخي زيادي در آن گرد آمده است.
اين كتاب در چهار باب شامل مقدمه مؤلف؛ ذكر ايام ابومنصور سبكتكين؛ وقايع دوران حكومت سلطان يمين الدوله و ذكر فرعون بون ابوالحسن بغوي فراهم آمده است.
يوسف الهادي مصحح دانشمند اين اثر با بهرهگيري از پنج نسخه خطي موجود در ايران و خارج از آن به تصحيح اثر پرداخته و همراه با مقدمهاي تحقيقي و فهرستهاي متنوع آماده چاپ كرده است.
اليميني بيست و هشتمين کتاب تاريخ و جغرافيا و صد و هفتاد و دومين کتاب از سلسله کتابهاي ميراث مکتوب است که در 790 صفحه به زبان عربي منتشر شده است. گزيدهاي از ترجمه اين کتاب به فارسي و چکيده انگليسي، فهرست اعلام، آيات، قبايل، کتابها و منابع تحقيق نيز در اين کتاب آمده است.
اين کتاب به كوشش يکي از نويسندگان بزرگ انشاني عربي و نثر فني در سدههاي چهارم و پنجم هجري يعني محمدبن عبدالجبار عتبي، (متوفي سال 427 ق) است، که تبارش به صحابي فاتح «عتبهبن غزوان» ميپيوست و يکي از ديوانيان عاليرتبه دربار سلطان سبکتگين و پسرش سلطان محمود بود.
وي در طي سدههاي پسين الهامبخش منشيان ديواني و وزيران دربار شاهان و سلاطين بوده است؛ چرا که از کتاب او بخشهايي بلند از بر ميکردند تا در امر نويسندگي چيره و مايهور شوند.
مؤلف اين اثر، خود در دل رويدادها حضور داشته است و هر آنچه از مقامات تصميمگيرنده سياسي و نظامي ديده و يا شنيده به دقت به نگارش درآورده است و همچنين شواهدي مهم درباره اين کتاب و اهميت جايگاه آن در دست است و از آن جمله است قول پسر اسفنديار (تاريخ طبرستان، ص 142) در مدح سخنوري قابوس که گفت: «اما هر که خواهد جلالت قدر قابوس وشمگير بشناسد، خطب جمله کتاب و تصانيف ابومنصور ثعالبي و کتاب يميني مطالعه بايد فرمود تا غزارت فضل و سخاوت و بذل و کمال عقل او بداند. چه نقش او فرايد فوايد و نظم او قلايد ولايد است.»
و از آنروست که اين کتاب با نثر فني فاخري نگاشته شده، هماره دستيار شيفتگان اين فن بوده است. چنانکه نويسنده سخندان سخنشناس، يعني عوفي (در لبابالالباب، ج 1، ص 24)، درباره آن گويد: «الحق کتابي که غرايب بيان و روايع کلمات آن در لطافت، آب زلال و طراوت باد شمال است. دُرَر و غُرَرِ الفاظِ آن، آرايشِ نُحورِ حور شايد، و مطالعه مَطالع و مَقاطِع آن آسايشِ دلِ صدور بُوَد.»
ادبپژوهان و فرهيختگان نيز از اين کتاب در آراستن عبارات و تقويت ملکه نويسندگي خود بهره جستهاند. سُبْکي گويد: «مردم خوارزم و توابع آن، اين کتاب را بيش از مقامات حريري مورد توجه قرار داده و حتي الفاظ آن را حفظ ميکنند و به خاطر ميسپارند» (طبقات الشافعيه الکبري، ج 5، ص 315).
و باز از آن جمله است قول اديب و مورخ ابن طِقْطِقي (در الفخري في الآداب السلطانيه، ص 15ـ16): «يميني عُتبي کتابي است که نگارندهاش آن را براي يمينالدوله سلطان محمود پسر سبکتگين به رشته تحرير درآورده است و آن دربرگيرنده زندگينامه جمعي از شاهان سرزمين شرق است و در آن عباراتي بهکار برده که از فصاحتي بسيار برخوردار است و صاحب اين عبارات، اگر ساحر نباشد، دست کم نگارندههاي زبردست است و عجميان نيز بدان شيفتهاند و در طلب آن بس کوشا. و به جانم سوگند ياد ميکنم که آن، کتابي است حاوي حکمتهايي دقيق و تذکرههايي بديع، همراه با فنون بلاغت و انواع فصاحت.»
حاجي خليفه (کشفالظنون، ج 2، ص 2052) درباره شروح آن ميگويد: «عتبي در اين کتاب عبارات دقيق عربي و لطايف ادبي را جاي داده است و به حفظ الفاظ و شرح مشکلات آن توجهي تام دارد.» و حمدالله مستوفي تاريخنگار (در تاريخ گزيده، ص 391)، اين اثر را همسنگ کتاب مورخ بيبديل ابوالفضل بيهقي ميداند.
او ضمن معرفي سلطان محمود گويد: «و مآثر او در کار دين از شرح و بيان مستغني. کتاب يميني و مقامات ابونصر مشکان و مجلدات (تاريخ) ابوالفضل بيهقي شاهد حال اوست.» و در روايت آن کتاب، اجازههايي گرفته ميشد و از آن جمله است اجازه نجاتي نيشابوري به خليفه نيشابوري (يميني، برگ 219 ب و 220 الف)
در اين کتاب اطلاعاتي مهم از دوران حکمراني سامانيان بر خراسان و ماوراءالنهر و بخشي از ميانه ايران از سال 261 تا 389ق آمده است. کتاب همچنين حاوي اطلاعاتي است گستردهتر درباره شاهان غزنوي از دوره سبکتگين و پسرش سلطان محمود و اشاراتي به عهد دو پسرش محمد و مسعود و گزارشهايي از درگيريهايي که ميان حکمرانان غزنوي و ديگر حکمرانان همسايه به منظور غلبه و تحکيم پايههاي حکومت خود برپا ميشد.
از اين گذشته دربردارنده گزارشهايي است درباره جنگهاي سلطان سبکتگين و سلطان محمود و سلطان مسعود در سرزمين هند، جنگهايي که افزون بر چهل سال از تاريخ آن مناطق دوردست را شامل شده است. با اين حال ثقل اصلي اين کتاب بر گزارش از دولت غزنوي و جنگها و کارهاي سلطان محمود غزنوي ملقب به «يمينالدوله» قرار گرفته است، اين کتاب بدو نسبت يافته و عنوان يميني را با خود دارد.
در اين کتاب انبوهي از متون ادبي از قبيل چکامهها، ارجوزهها، نامهها و نثر فني نامداراني که در سايه آن حکومتها به چيرگي رسيدهاند آمده و در باب اين نامداران که برخي از آنان وزيران سامانيان و غزنويان بودهاند، آگاهيهاي ارزشمند ذکر شده است.
در اين کتاب اطلاعات تاريخي و جغرافيايي ويژهاي درباره کشورهاي افغانستان کنوني و ايران و هند و آسياي ميانه هم يافت ميشود. از جمله دلايلي که اين کتاب را منحصربهفرد کرده است اينکه پژوهشگران براي آگاهي يافتن از واقعيتهاي جاري در اين کشورها و حکومتها از آن بهره ميجويند.
در کتاب نامهاي اماکن جغرافيايي آمده که برخي از آنها را حتي در کتابهاي تخصصي جغرافيايي کشورها مانند معجمالبلدان و جز آن نيز نميتوان يافت.
از آنجا که نثر اين کتاب از نوع عالي نثر فني است، مؤلف بالاترين فنون بلاغت و سخنوري خود را به کار گرفته است. و هم از اين روست که استادان نثر و بلاغت شروح بسيار بر آن نگاشتهاند. ولي ما از ميان اين همه شروح تنها به کتاب اليمني في شرح اليميني استناد کردهايم، و اين اثر تأليف مجدالدين صدر الأفاضل قاسمبن حسين طرائفي خوارزمي (555 ـ 617ق) است، که به دست قوم تاتار به شهادت رسيد.
وي تأليفات بسيار و در ادبيات عربي تبحر داشت. او همان بزرگي است که ياقوت حموي به ديدارش نايل آمد و شرح حال او را به تفصيل نوشت و دربارهاش چنين گفت: «صدرالافاضل بهراستي که در عربيت يگانه دهر است. در ادبيات عربي تبحر دارد و در سرودن شعر و نگارش نثر و انشاي خطبهها چيرگي دارد.» در اين شرح نويسنده بهغايت دقيق کار کرده است و اطلاعات سودمندي از حيث لغت و تاريخ و جغرافيا آورده است، چندانکه از جميع نوشتههاي خود، خصوصاً از منطقه جغرافيايي که بخشي از سرزمين او بود و يا دستکم محل رفت و آمد او محسوب ميشد، آگاهي تام و تمامي داشته است.
از آنجا که اين شرح همچنان به صورت نسخه خطي باقي مانده، مصحح با کمک اين شرح اطلاعات ارزشمندي را در اختيار خوانندگان گذاشته است. بنابراين با استفاده از کتاب اليمني مشکلات تاريخ يميني را در حاشيه نسخه چاپي شرح داده است.
و اما شرح معروف الفتح الوهبي علي تاريخ ابي نصر العتبي، تأليف احمدبن عليبن عمر عدوي منيني (1089 ـ1172ق) که آن را به سال 1147ق بهپايان رسانيده، چاپ رايج و در دسترسي است، ولي آن فايدههايي را که در شرح صدرالافاضل وجود دارد در اين کتاب يافت نميشود. يميني مرجع اساسي اصليترين تأليفات تاريخي پس از خود است، تأليفاتي که به موضوعات شرق و غرب جهان اسلامي پرداختهاند.