انجیل نادرشاهی (اناجیل اربعه) ترجمۀ میرزا مهدیخان استرآبادی، به کوشش رسول جعفریان، نشر علم
انجیل نادرشاهی (اناجیل اربعه) ترجمۀ میرزا مهدیخان استرآبادی، به کوشش رسول جعفریان، نشر علم، تهران، 1388ش. مسیحیان تنها ملتی هستند از بین ادیان و مذاهب جهان که از بدو پیدایش دین خود علاقۀ شدیدی به ترجمۀ کتب دینی خود به زبانهای مختلف نشان دادند و بهتدریج آنها را به زبانهای بسیار جزئاً یا کلاً ترجمه کردند چنانکه اکنون متجاوز از هزار ترجمه از آنها وجود دارد. یهودیان چون دین خود را بسته و محدود به قوم بنياسرائیل میدانستند علاقهای به ترجمۀ تورات و کتب دیگر عهد عتیق به زبانهای دیگر نشان ندادند و فقط در ابتدا که به اسارت بابل و آشور درآمدند بهتدریج زبان عبری را فراموش کردند و به زبان آرامی سخن گفتند و ناچار حاخامها و روحانیون آنها تورات را به طور شفاهی به آرامی ترجمه میکردند تا مؤمنان معنی آنها را دریابند و بعداً این ترجمهها که تا حدی جنبۀ تفسیر هم داشت به کتابت درآمد و سایر کتب عهد عتیق هم به آرامی ترجمه شد و سپس ترجمۀ سبعینی از تورات به زبان یونانی به درخواست بطلمیوس دوم موسوم به فیلادلفوس پادشاه مصر در قرن سوم پیش از میلاد به وسیلۀ 73 مترجم یهودی ــ طبق سنّت مشهور ــ صورت گرفت و بعداً سایر کتب عهد عتیق هم به یونانی ترجمه شد که با تغییراتی هنوز باقی است. یهود بعداً این ترجمه را کنار گذاشتند به دو دلیل یکی آنکه این ترجمۀ یونانی با اصل عبری معتبری که یهود پذیرفتهاند اختلاف بسیاری دارد و یهود اصل عبری را ترجیح میدهند دیگر آنکه مسیحیان فقط از ترجمۀ یونانی تورات و عهد عتیق استفاده میکردند و یهود برای جدا کردن خود از آنها فقط اصل عبری را ملاک قرار دادند و بعد از آن هم یهود علاقهای به ترجمۀ کتب مقدّسۀ خود به زبانهای دیگر نداشتند زیرا این کتابها را مخصوص جامعۀ بستۀ خود میدانستند و قصد ترویج آن را میان سایر ملل نداشتند و ندارند اما گهگاه برای استفادۀ جوامع عامی یهودی ترجمههایی از بخشهایی از تورات ارائه میکردند که مخصوص همان جامعۀ بستۀ آنها بود و میان سایر مردم منتشر نمیشد. نکتۀ مهم این است که حضرت مسیح و شاگردانش در فلسطین به زبان سریانی قدیم یعنی آرامی سخن میگفتند و چون شاگردان آن حضرت عموماً از تودۀ مردم بودند بسیار بعید است که با زبان یونانی آشنا بوده باشند و زبان لاتین هم که زبان رسمی حکومت رومیان حاکم بر فلسطین بود در میان مردم رواجی نداشت. اما اناجیل اربعه و تمام کتب مقدسۀ مسیحیان صرفاً به زبان یونانی نوشته شده است آن هم به زبانی که با نقد ادبی محققان جدید معلوم شده است که رنگی از ترجمه ندارد. علاوه بر آن نویسندگان اناجیل اربعه و سایر کتب مسیحیان تورات و کتب عهد عتیق را فقط از ترجمۀ سبعینی یونانی میخواندند زیرا که تمام نقل قولهای این کتب از آن ترجمه است و حتی غلطها و خطاهای آن ترجمه نیز در این نقل قولها تکرار شده است و این نشان میدهد که انجیلنویسها فقط یونانی میدانستند و از آرامی و حتی عبری اطلاع نداشتند و تحقیقات محققان جدید نشان میدهد که نویسندگان این اناجیل بهکلی مجهول و نامشخصاند و حتی در نسخههای اولیۀ یونانی آنها نامی از متی و مرقس و لوقا و یوحنا نیست و این نامها را بعداً در قرن دوم میلادی از روی قرائنی بر این کتابها گذاشتند و لذا باید گفت که این اناجیل متصل به یک نصّ معتبر آرامی نبوده است و به همین لحاظ ترجمۀ آنها به اندازۀ خود آنها اعتبار یافته است در حالی که مثلاً قرآن دارای یک متن ثابت محقق عربی است و ترجمههای آن هرگز اعتبار اصل عربی آن را نیافته است و استناد به قرآن باید به اصل عربی آن باشد. با این توضیحات روشن است که مسیحیان هر جا که بودهاند کتب مقدسۀ خود را فقط به ترجمه میشناختند و اصل یونانی آنها برای آنها مطرح نبوده است و کلیسای کاتولیک هم که ترجمۀ لاتینی کتب مسیحی را به عنوان متن معتبر و مقدس شمرده است و هنوز بدان پایبند است برای استناد هرگز به اصل یونانی آنها ارجاع نمیدهند و همان ترجمۀ لاتین را به جای اصل یونانی آنها معتبر میدانند. ترجمۀ فارسی کتب مقدسۀ مسیحیان ــ که شامل تمام کتب یهودیان یعنی عهد عتیق هم هست ــ خود تاریخ مفصلی دارد و حتی ترجمۀ قسمتی از زبور داود به زبان فارسی میانه و به خط پهلوی کتابی در تُرفان چین به دست آمده است که تاریخ کتابت آن مربوط به قرن اول یا دوم هجری است و نیز در اواسط قرن سیزدهم میلادی ترجمهای از اناجیل چهارگانه به وسیلۀ شخصی که حدس زدهاند عزالدین محمدبن مظفر وزیر گیخاتو خان مغول (مقتول در 694 هجری قمری) بوده است به صورت مختلط به فارسی انجام گرفته است که احتمالاً از سریانی ترجمه شده است و آن را دیاتسارون نامیدهاند که چاپ شده و موجود است در این ترجمه مطالب مرتبط به هم را از روی چهار انجیل استخراج کرده و در کنار هم قرار داده است و لذا نمیتوان آن را ترجمۀ دقیق اناجیل نامید. حجتالاسلام رسول جعفریان که آثار بسیاری از متقدمان را چاپ و احیا کرده است سه ترجمه از اناجیل اربعه را که مربوط به سه زمان مختلف است برای نشر انتخاب کرده است: اول ترجمۀ اناجیل اربعه که به وسیلۀ میرمحمد باقربن اسماعیل حسینی خاتونآبادی (متوفی 1127) در عصر صفویه انجام گرفته است و در 1375 منتشر شد. دوم همین ترجمۀ مورد بحث ما یعنی انجیل نادرشاهی است که به دستور نادرشاه به وسیلۀ جمعی از علمای مسیحی و یهودی و مسلمان زیر نظر میرزا مهدی استرآبادی مورخ نادرشاه تهیه شده است و اکنون یعنی در سال 1388 منتشر گردیده است و سوم ترجمۀ سلماسی است که مربوط به دورۀ عباس میرزا در زمان قاجاریه است که آقای جعفریان درصددند بعداً منتشر کنند. در مقدمۀ دو ترجمۀ نخست آقای جعفریان توضیحاتی دربارۀ تاریخچۀ ترجمۀ اناجیل اربعه به فارسی ذکر کردهاند که علاقهمندان میتوانند بدان مراجعه فرمایند و این دو ترجمه از بعضی جهات حائز اهمیت است یکی از نظر ادبی و زبانشناسی که متنی نسبتاً روان ارائه کردهاند و دیگر آنکه از تغییرات عمدی صهیونیستها در اناجیل که اخیراً در همۀ ترجمهها به زبانهای مختلف اعمال میشود مبرا است. دیگر آنکه میتوان با مطابقۀ آن با ترجمههای عربی و لاتین میزان دقت ترجمه و وابستگی آنها را به منابع اصلی مشخص کرد. مصطفی ذاکری
|