|
|
|
رئيس بنياد فردوسي: دانش پزشكي بر پايه مستندات تاريخي در شاهنامه آمده است رئيس بنياد فردوسي در هفتمين نشست «درسگفتارهایی درباره فردوسی» گفت: تاريخچه دانش پزشكي به روزگاران كهن بازميگردد، حكيم توس، دانش پزشكي را با داستانهاي اساطيري و بر پايه مستندهاي تاريخي روزگار خويش در دانشنامه شاهنامه گردآوري كرده است.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، هفتمين نشست درسگفتارهاي شاهنامه كه به «دانش پزشكي در شاهنامه فردوسي» اختصاص داشت عصر روز دوشنبه (12 بهمن) در تالار اجتماعات فرهنگسراي انديشه به همت باشگاه فردوسي برگزار شد.
دكتر محمدحسين توسيوند رئيس بنياد فردوسي گفت: پزشكي در شاهنامه نخستينبار در هزاره نهم تاريخ باستاني ايران در دوره پادشاهي جمشيدجم فرزند تهمورث ديوبند آورده شده است، شاهنامه جمشيد را با فر ايزدي، فر شهرياري و فر موبدي معرفي ميكند زيرا جمشيد نخستينبار آهن را گداخت و با آن ابزار جنگي و خانه ساخت و مردم را به فرهنگ پوشش و رعايت امور بهداشتي تشويق كرد.
وي افزود: جمشيد جامعه آن روزگار را بر پايه نيازهايشان دستهبندي كرد و از آن جمله برخي را به نيايش ايزد و پژوهش در امور ديني، گروهي ديگر را به جنگآوري ترغيب كرد، گروهی را به كشاورزي و برخي ديگر را به كار صنعت گمارد. جمشيد به معماران چيرهدست نيز دستور داد تا كاخهاي باشكوهي بسازند و گرمابهها و درمانگاههاي فراواني در اين دوران ساخته شد. وي پس از اين آبادانيها به يافتن داروهاي شفابخش براي درمان بيماران و ساخت عطرهاي گياهي و آموزش پزشكان فرمان داد.
وي به نمونهاي از داروهاي گياهي در شاهنامه اشاره كرد و گفت: دگر بویهاي خوش آورد باز/ كه دارند مردم به بويش نياز/ چو بان و چو كافور و چون مشك ناب/ چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب/ پزشكي و درمان هر دردمند/ در تندرستي و راه گزند.
اين شاهنامهپژوه خاطرنشان كرد: جمشيد در روز نخستين سال به نام اورمزد يا هورمزد از ماه فروردين بر تخت نشست كه از آن پس مردمان ايران آن روز را نوروز ناميده و چون اين روز آغازي بود براي دوران هفتصدساله تمدني باشكوه، ايرانيان همه ساله در چنين روزي كه سرآغاز بيداري طبيعت نيز هست در سراسر جهان جشن ميگيرند.
وي افزود: اما افسوس كه جمشيد گرفتار وسوسه اهريمني شد و به خودپرستي گرفتار شد؛ تا جايي كه خود را خدا انگاشت و بدين روي فر ايزدي از وي رويگردان شد، شگفت كه اين خودپسندي از بيماريهاي رواني بهشمار ميرود و در شاهنامه به اين بيماري جمشيد در پايان زندگانياش به درستي اشاره شده است.
توسيوند يادآور شد: با اين كفر نعمت، روزگار از جمشيد رويگردان شد و مردي از ناحيه هاماوران (يمن كنوني) به نام آژديهاك كه ايرانيان او را ضحاك ميخوانند بر وي چيره شد و با اره به دونيمش كرد و بدين ترتيب است كه دوران يكهزارساله تاريكي و خفقان ضحاكيان آغاز ميشود.
وي افزود: در كتاب اوستا فريدون، نخستين پزشك ايراني بوده و اين در حالي است كه پارسيان، سيناي پزشك را كه در حدود يكصد سال پس از اشو زرتشت ميزيسته و او را به سيمرغ تشبيه كردهاند نخستين پزشك ايراني ميدانستهاند. در شاهنامه نيز از فريدون به عنوان پزشكي ماهر ياد شده، وي به جستوجوي داروهاي گياهي پرداخت و با كارد ساخته خود، جراحي ميكرد و غدههاي ناپاك را برش ميداد و از بدن بيمار جدا ميكرد و با داغ كردن، زخمهاي بدن را ميسوزانيد.
به گفته رئيس بنياد فردوسي، فريدون به ويژگيهاي گياه مهوم» پي برد و از آن برای درمان سرماخوردگی، برونشيت و مداواي هر گونه درد و التهاب بهره برد. همچين با داروهاي گياهي ديگر به درمان تب، بيماري جذام، مارگزيدگي و پوسيدگي استخوانها پرداخت. او براي ترويج شادي همانند جمشيد كه جشن نوروز را برپا ساخت، جشن مهرگان را پايهگذاري كرد.
وي افزود: سرانجام فريدون، اين فرهيخته ايراني چارهاي جز مبارزه با ضحاك نيافت و با پيروزي بر ضحاكيان به دوره تاريكيها پايان داد و آن چنان كه در شاهنامه روايت شده وي در روز مهر از ماه مهر كلاه كياني بر سر نهاد و بر تخت نشست و به تبليغ يكتاپرستي پرداخت. از اين پس مهرگان به مناسبت پايان يافتن دوره تاريك ضحاكيان در نزد ايرانيان با برپايي جشني گرامي داشته شد.
وي افزود: فردوس توسي در نامورنامه خود از آگاهي پزشكي در نزد ايرانيان سخن بسيار گفته و بر اين باور بوده است كه پزشكان ايراني در زمينههاي يافتن داروهاي بيهوشي و عملهاي موفق جراحي سرآمد بوده و در تشخيص بيماريهاي داخلي از رنگ، رخساره و زبان آگاهي كاملي داشتهاند.
توسيوند خاطرنشان كرد: ايرانيان با بهرهگيري از داروهاي گياهي براي درمان بيماريهاي رواني همچون گواتر (تيروئيد) و درمان بيماريهاي روان همچون اسكيزوفرني تجربه داشتهاند. يافتههاي باستانشناسان در شهر سوخته سيستان از جمله جمجمه جراحي شده متعلق به چهار هزار سال پيش نمونهاي براي اثبات وجود پزشكان و جراحان ماهر در ايران باستان بوده است.
وي افزود: حكيم ابوالقاسم فردوسي اگر چه پزشكي رسمي به شمار نميرفته اما با توجه به اين حكما در آن روزگاران به همه دانشها چيرگي داشته است، حكيم توس نيز با بهرهگيري از اسناد و كتابهاي كهن، نگرههاي بيشماري را در شاهنامه ارايه كرده است. از اين روي با تشبيه مناسبي حكيم توس تندرستي را به مانند ريشه درخت، شادماني را مثل ميوه درخت و پزشك را به عنوان باغبان درخت زندگي و حيات ميداند.
وي به نمونهاي از سرودههاي فردوسي در شاهنامه اشاره كرد و گفت: چه داني كز او تن بود بيگزند/ همان بر دل ِ هر كسي ارجمند/ چنين داد پاسخ كه چون تندرست/ بود دل جز از شادماني نجست/ هر آن كس كه پوشيد راز از پزشك/ ز مژگان فرو ريخت خونين سرشک/ ز دانندگان گر بپوشيم راز/ شود كار آسان بر ِ ما دراز/ همه آرزو تندرستي بود/ چو از درد روزي به سستي بود/ اميد و سپاه و سپهبد به توست/ كه روشن روان باشي و تندرست.
وي به اساطير شاهنامه نيز اشاره كرد و گفت: وجود موجودي اساطيري به نام سيمرغ در بسياري از داستانهاي شاهنامه در قامت پزشك آشكار ميشود كه از اين جمله ميتوان به راهنمايي فكري سيمرغ به زال در داستان زايمان رستم و التيام زخمهاي رستم در نبرد با اسفنديار رويينتن اشاره كرد و يا حتي هنگامي كه خاندان زال به خاطر موي زردش و تصور آن كه وي بيماري واگيرداري دارد، وي را رها ميكنند اين سيمرغ است كه به زال پناه ميدهد و او را ميپروراند. به آن جاي سيمرغ را لانه بود/ كه آن جاي از خلق بيگانه بود.
اين شاهنامهپژوه به زاده شدن رستم نيز اشاره كرد و يادآور شد: رستم كسي است كه محور همه دورههاي پهلواني شاهنامه بوده و همواره ياور ايرانيان در نبردهاي دشوار است. در داستان زايمان رستم، رودابه از كودك فربهي كه در بطن خويش داشت به سختي رنج ميكشيد و به همين خاطر همه را آشفته ساخته بود اما سيمرغ به زال اندرز ميدهد كه از درد زايمان رودابه نهراسد و روشي را به پزشكان ميآموزد كه از آن پس به رستمزاد مشهور ميشود.
وي افزود: شگفت آن كه اين نوع زايمان پس از گذشت 700 سال از درگذشت حكيم توس در لغتنامه پزشكي اروپاييان با واژه فرانسوي سزارين شناخته شده است. تاريخچه دانش پزشكي به روزگاران كهن بازميگردد، آن هنگامي كه انسانها درد و بيماري را در وجودشان احساس كردند در پي چارهجويي برآمدند و نياز به مداوا و درمان داشتند و حكيم توس، دانش پزشكي را با داستانهاي اساطيري و بر پايه مستندهاي تاريخي روزگار خويش در دانشنامه شاهنامه گردآوري كرد.
در پاتوق شاهنامهخواني باشگاه فردوسي و هفتمين درس گفتارهايي درباره فردوسي شيرين امامي به شاهنامهخواني و نقالي پرداخت.
|
|
|
|
|
|