خبرگزاري ميراث فرهنگي_ فرهنگ و هنر_ نجف دريابندري مترجم آثاري همچون "پيرمرد و دريا"، "فلسفه روشنگري"، "رگتايم"، بازمانده روز" و بسياري ديگر از آثار مطرح ادبيات داستاني خواندن آثار كلاسيك ادبيات فارسي را يكي از ضروريات و ابزار كار مترجمان برشمرد.
وي ضمن بيان آنكه مترجمان بايد علاوه بر زباني كه از آن ترجمه ميكنند، زبان فارسي را نيز به خوبي بدانند، گفت:« متاسفانه ما اغلب گمان ميكنيم كه به دليل مادري بودن زبان فارسي به خوبي آنرا بلديم، در صورتيكه كه كسي كه با زبان به مثابه يك تخصص روبروست، بايد آن را فرابگيرد.»
اين مترجم نامآشناي آثاري همچون "چنين كنند بزرگان"، افزود:"براي ياد گرفتن زبان فارسي بايد منابع موجود در آن را به دقت مورد مطالعه قرار داد. يعني آثاري را كه دنياي معاصر خلق ميشود را بايد خواند و همچنين از آثار كلاسيك زبان فارسي نيز نبايد به سادگي گذشت.»
به عقيده دريابندري، خواندن آثاري همچون گلستان سعدي به مترجم ميآموزد كه چگونه رفتاري مناسب با زبان داشته باشد. وي افزود:" همان گونه كه يك شيميدان از دستاوردهاي گذشتگان استفاده ميكند، ما نيز بايد چنين كنيم. مثلا هيچ شيميداني دوباره الكل را اختراع نميكند، بلكه او طرز تهييه الكل را ميآموزد.»
مولف كتاب دو جلدي "آشپزي مستطاب"، توجه به زبان و فرهنگ شفاهي را از ديگر منابع زبان فارسي دانست و گفت:« زبان همواره در حال نوسازي است و اگر كسي به تحولات زباني توجه نداشته باشد، به طور قطع ره به جايي نخواهد برد. ما بايد بدانيم كه مردم احساسات خود را چگونه بيان ميكنند تا بتوانيم در برگردان احساسات يك نويسنده غيرايراني به زبان فارسي موفق باشيم.»
دريابندري به عنوان نمونه از رمان "رگتام" مثال زد و افزود:« در ترجمه اين رمان بايد از زباني استفاده ميكردم كه داراي نوعي اغتشاش باشد. بايد از ريتمي تند استفاده ميكردم و همچنين ميدانستم كه اقليتهاي زباني در فارسي چه برخوردي با آن دارم.»
وي همچنين در مورد ترجمه "بازمانده روز"، گفت:« من نثري منشيانه را در ترجمهام استفاده كردم، چرا كه راوي چنين فضايي را پيش روي ما مينهد.»